
با تـمام وجود غمگیـنم .. +رفت ! ...
ادامه مطلب
من تند تند تایپ میکنم تمام احساسم را و آن بالا نوتیفکیشن میزند که فلانی لایک فوتو!کاش حداقل اینستاگرام معرفتش را داشت تا بفهمد عکس ها همگی بهانه ست تا کپشن ها خوانده شوند!و آن بالا هی آرام آرام می آمد که فلانی عکس را دید،کپشن را خواند،دلش ریخت،یاد همان روز،فلان خاطره،فلان آدم افتاد،وقتی برایش شاملو میخواند،وقتی زیر باران فرهاد گوش میکردند،یاد گنجشکک اشی مشی و .. و.. و..کمی خندید،چند قطره اشک سر خورد روی گونه هایش،پتو را روی سرش کشید و با فکرش تا صبح زندگی کرد! ...
ادامه مطلب
چرت عصرگاهی همیشه میچسبه جز زمستان و پاییزانگار زمان از دستت میره .. چشم باز میکنی نمیدونی صبحِ زوده و خورشید هنوز طلوع نکرده یا عصره و خورید غروب کردهچشم باز کردمxa0 .. پرده ی اتاقمو کنار زدم و پنجره رو باز کردم .. اولین باران پاییزی ..بوی برگ های یاس زیر پنجره ی اتاقم انگار یک مشت خاطره رو پاشید تو صورتم .. و من غرق شدم در پاییز 94بارون هاش .. برگ های زرد پراک دانشجو .. خراب شدن ماشین نگار .. سوئیچ ماشین وسط آب جدول کنار خیابونرفتن بدون چتر زیر بارون .. من با یه ژاکت نازک سبز و اون با یه ژاکت ...
ادامه مطلب
بعد از چهار سال، هنوز باید حواسم را جمع کنم. گاهی که حواسم، پرتِ سکوتِ خانه میشود یا نگاهم به عکسی می افتد و فکرم پیِ خاطره ای میرود، دستهایم، به عادتِ بیست و چند ساله، دو فنجان قهوه درست میکنند. خالی کردنِ فنجانِ دوّم، توی ظرفشویی عذاب است ... سه کتاب | رویا پیرزاد ...
ادامه مطلب
من ذره بدم ز کوه بیشم کردی پس مانده بدم از همه پیشم کردی درمان دل خراب و ریشم کردی سر مستک و دستک زن خویشم کردی + رباعیات/1966 گـرامی باد : )...
ادامه مطلب