
صدایِ لرزونِ زنِ همسایه که معلومه پشتش ی دنیا گریه و گله و شکایته .. میگه خسته شدم از دست همتون .. حتی از دست تو ! و صدایِ آرومِ مرد که واضح شنیده نمیشه و صدای گریه ی دوتا بچه بین این دو نفر ! لعنت به زندگیِ آپارتمانی .. لعنت به نزدیکیِ فیزیکیِ آدم ها حتی از پشت دیوار هایی که خیلی شیک مزین شدن به کاغذ دیواری هایی با زمینه ی آبی و گل های سورمه ای و سبز .. و لعنت به زمانی که نه کتاب خوندن و نه موسیقی گوش دادن حواست رو پرت نمیکنه! ولعنت به زمانِ بودنت وقتی که نیستی .. حالا دیگه وقتشه بری سرِ کمدِ چ...
ادامه مطلب
تاحالا اصطلاح دم دستی بودن رو شنیدید؟ شاید فکر کنید این اصطلاح فقط برای اشیا بکار میره که نه جان داره .. نه نفس میکشه و دل و عقل! اما سخت در اشتباهید .. گاهی ما آدم ها چنان دم دست هستیم که میرسیم به مرز تهوع ! شادن .. فلانی هستا .. غم تو دل دریاییشون شنا میکنه .. فلانی هست ها .. پایه میخوان برای استخر .. فلانی هست ها .. میخوان برن موهاشونو لایت کنن فلانی هست ها .. پایه میخوان برای هر چیزی فلانی هس...
ادامه مطلب